امام زمان (عج)!راستش را به ما نگفتند

درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.

ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم. با همه فطرتمان به توعشق می‌ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.

عشق تو با سرشت ما عجین شده است و آمدنت، طبیعی‏ترین و شیرین‏ترین نیازمان بود.

اما... اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می‌شود جهان، وقتی که تو بیایی.

همه، پیش از آنکه نگاه مهرگستر و دست‌های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.

آری، برای اینکه گل‌ها و نهال‌ها رشد کنند، باید علف‌های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.

آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.

ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم. با همه فطرتمان به توعشق می‌ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم. عشق تو با سرشت ما عجین شده است و آمدنت، طبیعی‏ترین و شیرین‏ترین نیازمان بود.

 

آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.

و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می‌شود.

اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی.

آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.

کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته، چگونه ساحلی است؟

کسی به ما نگفت وقتی تو بیایی:

پرندگان در آشیانه‌های خود جشن می‌گیرند و ماهیان دریاها شادمان می‌شوند و چشمه‏ساران می‌جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می‌کند.

به ما نگفتند وقتی تو بیایی:

دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می‌کنی و عدالت بر همه جا دامن می‌گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می‌کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می‌سازد و طوق ذلت بردگی را از گردن خلایق برمی دارد.


به ما نگفتند وقتی تو بیایی:

ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می‌ورزند، آسمان بارانش را فرو می‌فرستد، زمین، گیاهان خود را می‌رویاند و زندگان آرزو می‌کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می‌دیدند و می‌دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می‌فرستد.

به ما نگفتند وقتی تو بیایی:

همه امت به آغوش تو پناه می‌آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش.

و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می‌گستری و خفته ای را بیدار نمی‌کنی و خونی را نمی‌ریزی.

به ما نگفتند وقتی تو بیایی:

رفاه و آسایشی می‌آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می‌یابد که هر که نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می‌کند.

به ما نگفتند وقتی تو بیایی:

اموال را چون سیل، جاری می‌کنی و بخشش‌های کلان خویش را هرگز شماره نمی‌کنی.

به ما نگفتند وقتی توبیایی:

هیچ کس فقیر نمی‌ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می‌گردند و پیدا نمی‌کنند مال را به هر که عرضه می‌کنند، می‌گوید: بی نیازم.

ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی

ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم، تو را دوست می‌داریم و به تو عشق می‌ورزیم.

چون عشق تو با سرشت‌ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی‏ترین و شیرین‏ترین نیازمان بود.

ظهور تو بی تردید بزرگ‏ترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

 

 

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

 هر که اقرار بدین حسن خداد داد نکرد

/ 5 نظر / 34 بازدید
محمد

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد . آگهی رایگان http://www.9rang.com

هدیه

خیلی خوبه که وبلاگتو اختصاص می دی به ادبیات و شعر..... تشویق نمی کنم می خوام بگم........مرسی[گل]

علي

وبلاگ جالبي داريد. اميد بد نيست. اما همه اميدمان بايد به الله خالق باشد. نه به مخلوق.! زيرا در اسلام يكتا پرستي حرف اول را ميزند.

آه،یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد/حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟

شهاب

اگه میخای یه کار درست تو عمرت کرده باشی این مطلب رو حتما تا آخر خوب بخون. http://handwriting.persianblog.ir/post/19 بعد میفهمی که اگه سرزمینت تاحالا زنده مونده بخاطر حمایت از تولید ملی در ادوار گذشته بوده.